خسته از دخالت سیاست درآموزش و پرورش خراسان رضوی

باسمه تعالی

توضیح: مطالب این مقاله  چند روز پس از انتصاب مدیر کل جدید نگاشته شد.بنا به ملاحظاتی از انتشار آن در فضای مجازی خودداری شد. وقتی اشکالات اساسی در عزل و نصب های اتفاق افتاده را دیدم ؛ این مطالب را با گذاشتن پسورد برای برخی همکاران خاص انتشار دادم. در ادامه وقتی مشاهده کردم مدیر کل محترم داس تیز خود را برداشته و با سرعت در حال قلع و قمع نیرهای موثر و مفید می باشد ؛ حقیر هم به تکلیف انقلابی خود عمل کرده و مطالب را بدون پسورد منتشر کردم تا همکاران محترم با خواندن آن ؛ از چهره  واقعی و پنهان برخی ها مطلع شوند.

مقدمه

باعرض درود برپیشگاه مقدس حضرت ولی عصر (عج) و آرزوی سلامتی برای رهبر معظم انقلاب اسلامی و تمامی خدمتگزاران این انقلاب و نظام مقدس ؛ مخصوصا شما فرهنگیان و همکاران معظم. در این مقاله سعی می شود تا تحلیلی از انتخاب مدیر کل جدید آموزش  و پرورش خراسان رضوی داشته باشیم تا اذهان روشن همکاران محترم از زوایای پنهان اتفاق افتاده روشن تر شود.دولت نهم و دهم آقای احمدی نژاد با همه فراز و نشیب خود در تابستان گذشته تمام شد و مردم معزز کشورمان  با حماسه سیاسی خود و با حضور پررنگ خود یازدهمین رئیس جمهور خود را انتخاب نمودند. اگر بخواهیم ارزیابی چند خطی از عملکرد دولت نهم و دهم داشته باشیم باید عرض کنم:قاطبه مردم عزیز کشورمان بر اینکه عملکرد  دولت نهم قابل قبول و عالی بود  اتفاق نظر دارند. این دوره (دوره دولت نهم) بعد از عصر سازندگی (که منجر به افزایش طبقاتی اغنیاء و فقرا گردید وطبقات پایین در زیر چرخ توسعه له شد )و  عصر سیاه دوم خرداد (که  استحاله انقلاب و ارزش های دینی و انقلابی را در پی داشت ) یک دوره طلایی در عمر پربرکت انقلاب اسلامی محسوب می شود. امادرمورد عملکرد دولت دهم حرف و حدیث بسیار زیاد است.ورود چهره هایی  به ظاهر انقلابی  مانند موسوی و کروبی  به عرصه انتخابات دولت دهم وتخریب هم کردن نامزد ها ی ریاست جمهوری در انظار عمومی  ؛ چهره زشتی از اسلام و انقلاب اسلامی درکشور و جهان ترسیم کرد.بعد از روی کارآمدن دولت دهم وخیانتهای موسوی و کروبی  و دیگر همفکران ایشان مانند ه  از یک سو و نقشه های حساب شده  استکبار جهانی و سازمان های جاسوسی  وابسته به آنها از یک سوی دیگر دولت دهم را با چالش جدی روبرو ساخت.نمونه آشگار این چالش ؛ ماجرای فتنه سال 88 و  ماجرای روز عاشورای همان سال بود. با درهم پیچیدن طومار فتنه گران با درایت مقام معظم رهبری و مردم فهیم کشورمان ؛ وبا بازگشت آرامش به کشور ؛ دولت دهم فرصت پیداکرد تا فعالیت های اصلی خود را شروع نماید.با شروع این دولت نفوذ خزنده گروه موسوم به گروه انحرافی با سردمداری آقای مشایی  به دولت دهم شدت بیشتری گرفت . علیرغم مخالفت مقام معظم رهبری  با معاون اولی آقای مشایی ؛ آقای احمدی نژاد بجای دوری از این گروه ؛ آنها را درپست های مختلف وکلیدی  بکارگیری نمود.(در چند ماه مانده به پایان دولت دهم در محل ....و در جمع پرشور ....... جناب آقای پیام ... از تحلیلگران سیاسی روزنامه کیهان بیان نمود که آقای مشایی با یک واسطه با سرویس... ارتباط دارد).علیرغم کارهای مثبت دولت دهم ؛بنا به دلایل :

1-نفوذ گروه انحرافی  در بدنه اجرایی کشور و عدم تعهد این گروه به آرمان های انقلاب اسلامی  علیرغم هشدار دلسوزان انقلاب

2-جراحی عظیم اقتصاد کشور با هدفمند کردن یارانه ها و اجرای نادرست آن و عدم نظارت مستمر و صحیح این طرح عظیم و در نتیجه آشفتگی اقتصاد و بازارو فشار برروی قشرپایین جامعه

3-فشار استکبار جهانی با تحریم های ظالمانه وتاثیر چند درصدی  آن در اقتصاد کشور

4-تعهد برخی ورشکستگان  انتخابات ریاست جمهوری  دولت  نهم و دهم و همفکران آنها مانند آقای ه برای به زمین زدن دولت احمدی نژاد

6-شیوه بسیار زشت و نادرست تغییر برخی وزرا و مسئولان از طرف دولت و تبدیل کردن  نیروهای موافق دولت به مخالف دولت

5-اختلافات  دولت و مجلس که در آخردولت  دهم به اوج خود رسید که باعث ناراحتی دلسوزان انقلاب مخصوصا مقام معظم رهبری شد.

6-عدم تمکین به نظرات مقام معظم رهبری  از طرف دولت.

7-عدم ثبات سیاستهای اقتصادی دولت مخصوصا بانک مرکزی و افزایش تورم و فشار بیشتر به قشر پایین جامعه

و ...

دولت دهم می توانست مانند دولت نهم نمره عالی بگیرد ولی  متاسفانه باعث شد تا طعم شیرین خدمات عظیم دولت نهم در دولت دهم به کام مردم به تلخی گراید.به علت اینکه مردم  عصر سیاه دوم خرداد را گذرانده بودند وبی تدبیریهای دولت دهم را دیده بودندشاید دنبال تفکر سومی می گشتند  تا بتوانند به آن اعتماد نمایند.از طرفی دیگر وقایعی که در موقع انتخابات دولت یازدهم اتفاق افتاد باعث شد مردم با اختلاف نیم درصدی به آقای روحانی رای دهند.برخی از این اتفاقاتی که کمک کرد تا آقای روحانی با رای ناپلئونی ریاست جمهور شود عبارت است از :

1-بیشترین تخریب دولت قبل توسط برخی کاندیدهادرموقع تبلیغات نتخابات  انجام شد وبرخی ها توانستند  با نردمان تخریب دولت قبلی بالا بیایند و اعتماد مردم را جلب نمایند.گاهی تخریبها از طرف ایشان از حد معمول گذشت و از مرز بی تقوایی  عبور کرد.

2-آقای روحانی از آخور اصولگرایان  می خورد و درخیمه اصلاح طلبان سینه میزدبرای همین هم مقداری رای اصولگرایان و اصلاح طلبان را با خودبه همراه آورد.

3-با انصراف آقای عارف می شود گفت حدود 10 تا 20 درصد به رای آقای روحانی اضافه شد.

4-عدم انصراف اصولگرایان به نفع همدیگر باعث پراکندگی رای اصولگرایان شد.همچنین ماموریت آقای ولایتی برای عدم انصراف از خیمه اصولگرایان برای پراکنده کردن رای ایشان قابل تامل است .

بنابه دلایل بالا آقای روحانی  به سه نفر مدیون است :

1-آقای احمدی نژاد که با عملکرد منفی خود مخصوصا در سال آخر باعث گریز جریان های خاکستری و حتی سفید به سمت سوی آقای روحانی شد.(آقای یونسی  وزیر اطلاعات دولت خاتمی و دستیارارشد روحانی در امور اقلیت های مذهبی درجمع مسئولان استان بوشهر درروز چهارشنبه 18/10/92با صحه گذاشتن براین ادعای حقیر ؛ گفته بود که آقای روحانی برای رئیس جمهور شدن مدیون احمدی نژاد است )(1)                                                                                                                                                                                                                                 

    2-آقای عارف که با انصراف خود(علیرغم میل خود) درصد قابل توجهی از رای خود را به آقای روحانی اهدا نمود.

3-آقای ولایتی که به خاطر عدم انصراف خود(علیرغم قول کناره گیره گیری به نفع قالیباف) گویا از طرف آقای ه ماموریت یافته بود تا انصراف ندهد تا رای اصولگرایان را پراکنده نماید.البته باید اذعان کرد که  عدم انصراف ایشان نسبت به دو مورد بالا تاثیر گذاری کمتری داشت.

آنچه که مثل روز روشن است این است که اگر آقای عارف در میدان می ماند قطعا انتخابات به مرحله دوم کشیده می شد و رقابت  اصلی بین قالیباف /روحانی  یا قالیباف /جلیلی  برگزار میشد.و معلوم نبود که آقای روحانی رییس جمهور شود.

...و بعد از شروع بکار دولت یازدهم ....

دولت یاز دهم در حالی شروع بکار کرد که گویا وزارتخانه ها مانند شرکت های سهامی بین برخی جریانها تقسیم شده است و از بد حادثه انگار دووزارت خانه مهم علوم و وزارت آموزش و پرورش  به جریان تند جریان چپ  تعلق  گرفته است. در وزارت علوم معرفی  نیلی منفرد و سپس توفیقی به عنوان سرپرست و بعد فرجی دانا که هرسه از حامیان فتنه 88 بودند و نیز معرفی آقای نجفی که در فتنه 88 از حامیان  این جریان بوده و ماجرای مخالفت با تغییر نام میدان حق شناس به میدان 9 دی در شورای شهر تهران باعث رسوایی ایشان شد ، نشانگر این مدعاست که دولت یازدهم قصد داشت  سند  این دووزارتخانه مهم را بنام جریان تند چب بزند.البته در وزرات علوم موفق شد اینکار را انجام دهد. اما در وزرات آموزش و پرورش با عدم رای اعتماد به آقای نجفی ؛ آقای فانی وابسته به جریان اصلاح طلب نسبتا میانه رو توانست  سکان مهم وزارت آموزش و پرورش را برعهده گیرد.

تغییر مدیر ان کل استان ها اولویت اول وزارت

یکی از اولین کارهای وزیر که در جلسه ای به آن اعتراف کرده بود قلع و قمع مدیران کل آموزش و پرورش کشور بود.این بار وزارت آموزش و پروش مانند دیگر وزارت خانه ها بجای کلید تدبیر که شعار اصلی دولت یازدهم بود ؛ با داس تیز به سراغ مسئولان  رفت و آنها را شروع به قلع و قمع کرد . خراسان رضوی هم از این امر مستثنی نبود.از ماه قبل زمزمه تغییر مدیر کل آموزش و پرورش خراسان رضوی کم کم به گوش می رسید. افرادی که بیشتر از بقیه مطرح بودند عبارت بودند از :آقایان کاظمی – غفوریان – حسینی (مدیر کل فعلی ) –اسدی و برادران . در این بین آقای کاظمی  به علت توانایی و تعهد نسبت به بقیه شانس بیشتری داشت .اطلاعاتی که داریم این است که آقای کاظمی دوبار به وزارت برای گفتگو در مورد مدیر کلی  فراخوانده شده بود. قراین از این قرار است که وزارت برای آقای کاظمی شرط سنگینی را قرارداده بود که ایشان آن شرط را نپذیرفته بودند. آن شرط مهم این بوده است که وقتی ایشان مدیر کل شدند  ؛ تیم معاونت را وزرات  تعیین کند. با نپذیرفتن این شرط ؛ مدیر کلی آقای کاظمی منتفی شد. دومین نفری که شانس بیشتری داشت آقای غفوریان بود. آقای غفوریان که در میان همکاران اداره کل شناخته شده تر از بقیه بود؛  ابتدا مدیر کلی خراسان جنوبی را قاطعانه رد کرده بود واز پذیرش اولیه مدیر کلی خراسان رضوی نیز امتناع کرد و تلاش خیلی از دوستان برای متقاعد کردن ایشان بی فایده بود.در این بین از وزارت خبر می رسید که مدیر کلی آقای حسینی و اسدی به علت تفکرات خاص سیاسی بسیار ضعیف است.

ماجرای مدیر کلی آقای سید جواد حسینی

در صبح روز سوم آذر ماه خبر انتصاب مدیر کلی آقای سید جواد حسینی خیلی ها را شکه کرد.خبر روزنامه خراسان به قرار زیر بود:

((علی نژاد/درحکمی از سوی وزیرآموزش و پرورش مدیرکل جدیدآموزش و پرورش خراسان رضوی منصوب شد.به گزارش خراسان رضوی درحکمی از سوی وزیر آموزش و پرورش سیدجواد حسینی به عنوان مدیرکل آموزش و پرورش خراسان رضوی منصوب شد.حسینی فرماندار مشهد دردوره اصلاحات بودوهم اکنون نیزعضو هئیت علمی دانشگاه فرهنگیان است.یک منبع آگاه در این باره به خراسان گفت:قراربود چهارشنبه هفته گذشته مدیرکل آموزش و پرورش تودیع و معارفه شود.همچنین سیدجوادحسینی شامگاه روز گذشته دراین باره به خراسان رضوی گفت:پیش از این مذاکرات لازم با وزارتخانه انجام شده و صبح(شنبه)نیزخبر انتصاب اعلام شده است.البته هنوزحکم دریافت نکرده ام .وی همچنین اززمان تودیع و معارفه نیز بی اطلاعی کرد.حسینی که مدیرکل آموزش و پرورش خراسان رضوی را در دولت یازدهم برعهده می گیرد یازدهمین سکاندار آموزش و پرورش استان بعد ازانقلاب است.))

این خبر شوک سنگینی را بر فضای آموزش و پرورش خراسان رضوی وارد کرد .با توجه به افکار آقای حسینی خیلی از همکاران ؛ مخصوصا همکاران شاغل در اداره کل از این خبر ناراحت بودند.درهمان روز از منابع موثق شنیده شد که 14 نفر از نمایندگان خراسان رضوی با ارسال نامه ای به وزیر آموزش و پرورش از مدیر کلی آقای حسینی جلوگیری کردند.برخی نمایندگان مشهد (مخصوصا آقای ...) دنبال ابقای مدیر کلی آقای فخریان بود و دلایل آن مشخص بود.چون با از دست دادن آقای فخریان حداقل یک مهره کلیدی منتسب به ایشان از دست میرفت . اصرار برخی نمایندگان برای ابقای  آقای فخریان و اصرار وزارت برای تغییر آقای فخریان  ؛ چندروزی موضوع مدیر کلی استان خراسان رضوی را به بن بست کشاند.حتی جلسه نمایندگان با وزارت درست روز قبل از معارفه آقای  حسینی هم به جایی نرسید ودرنهایت وزیر حرف خود را به کرسی نشاند و علیرغم مخالفت شدید نمایندگان آقای حسینی مدیرکل شد. در اینجا جا دارد گله شدیدی از برخی نمایندگان داشته باشیم چون مصلحت شخصی خود و دوستان خود را برمصلحت انقلاب و نظام ترجیح دادند و اگر سیاست نه حسینی و نه فخریان را دنبال میکردند قطعا فردی مثل ... مدیر کل بود که همه طیف ها با انتخاب ایشان راضی بودند.ضمنا از مسائل پیش آمده بین نمایندگان و وزارت و هیئت دولت اطلاعات موثقی داریم که به علت طولانی شدن این مقاله از درج آن خودداری می نماییم.ضمنا در انتصاب آقای حسینی ؛ معاون پرورشی وزارت که از همشهری های ایشان بوده و در انتصابات وزارت  نقش بسیار پررنگی را دارد ؛ نقش به سزایی داشته اند.

آشنایی با افکار دکتر حسینی

یکی از دغدغه های مهم مقام معظم رهبری در دانشگاه ها ؛ محتوای غربی رشته های علوم انسانی است.ایشان چندباردر سخنرانی های خود خواستار تغییر و تحول در محتوای رشته های علوم انسانی شده بودند.(2). دررشته های علوم انسانی مانند  فلسفه ؛ جامعه شناسی و ... بجای اینکه برای دانشجویان محتوای علوم انسانی غنی اسلام و تشیع را با جزئیات تمام بیان کنند و به آن افتخار نمایند ؛ تفکرات و مبانی نظریات دانشمندان غربی مانند آلفرد و ماکس وبر-هارناک- ملانکتون- پیرو لوتر-توماس آکویناس –آدام اسمیت –هگل و ... با جزئیات تمام درتار و پود ذهنی دانشجویان  حک میشود و فارغ التحصیلان این رشته ترجمه ای از فرهنگ و مبانی غربی را برای جامعه اسلامی به ارمغان می آورند و متاسفانه خود خواسته یا ناخواسته مبلغ این تفکر غربی هستند.و به قول شاعر آنچه خود داشت زبیگانه تمنا میکرد. این فارغ التحصیلان  پست های  کلیدی مدیریتی را اشغال میکنندواتفاقاتی که نباید بیفتد ؛ می افتد.

من هیچوقت ازیاد نمی برم در عصر سیاه دوم خرداد یکی از دوستان و همفکران آقای حسینی (آقای خ)  دریکی از پست های کلیدی سیاسی مشهد جاخشک کرده بود و سخنران جلسه ای بود که به مناسبت هفته دفاع مقدس برگزار شده بود .اتفاقا حقیر هم به آن جلسه دعوت شده بودم .آقای خ وقتی پشت تریبون قرار گرفت( به خداقسم )حتی یک کلمه از دفاع مقدس نگفت و در عوض تا جایی که وقت بود از تفکر و فلسفه غرب گفت وبه قول یکی از دوستان ؛ آقای خ آمال و آرزوهای خود را در فرهنگ غرب میدید.این افراد به جای فهم عمیق ازبهترین منابع جامعه شناسی دنیا(قرآن -نهج البلاغه -سخنان اهل بیت علیهم السلام واولیاء الهی)فکر و ذکر خود را در جامعه شناسی غربی محدود کرده اند.

یکی از مهمترین جامعه شناسان معروف کشورمان در سالهای اخیر آقای دکتر شریعتی هستند که خیلی از فارغ التحصیلان جامعه شناس کشورمان شیفته افکارایشان میباشند.جالب است بدانید علامه شهید مطهری عزیز بعد از مطالعه یکی از جزوه های دکتر شریعتی ؛ در پشت آن مرقوم فرموده اند:(( این جزوه مانند اغلب نوشته های نویسنده، از نظر ادبی و هنری اعلی است و از نظر علمی متوسط است و از نظر فلسفی کمتر از متوسط و از نظر دینی و اسلامی صفر است))(3)

 

 

 برای اینکه افکارآقای حسینی  رادقیق تر بشناسیم چندروزی را مطالعه و پرس و جو کردیم. حتی از دانشجویان دانشگاه فرهنگیان و همکارانی که در کلاس های ضمن خدمت شرکت کرده بودند و نیز تفکرات ایشان در دوران فرمانداری و ... مورد بررسی قرار گرفت .وبا توجه به مقدمات بالا و تحقیق های انجام شده آقای حسینی را هم می توان جزو همان فارغ التحصیلان مورد اشاره بالا دانست که دست پرورده دانشگاه های  کشور خودمان است .ضمنا ایشان فردی کاملا سیاسی هستند .کسی که در زمانی فرماندار مشهد بوده ودرتشکیلات بنیاد باران(4)(پاورقی مربوطه را حتما مطالعه فرمایید) عضویت دارد نمیتواند غیر سیاسی باشد.کسی که نماینده  ستاد انتخاباتی میر حسین موسوی بوده؛نمی تواند  فردی غیر سیاسی باشد( عکس زیر یکی از جلسات نمایندگان ستادهای  انتخاباتی دهمین دوره ریاست جمهوری است و آقای حسینی هم در این عکس به عنوان نماینده میر حسین موسوی دیده می شود(5) ) .کسی که سیاسی است آیا می تواند تفکرات سیاسی خود را در کار دخالت ندهد!!!

 

 

عزل و نصب های بعد از انتخاب آقای حسینی

آقای حسینی قبل از انتخاب و بعد از انتخاب ایشان به مدیر کلی آموزش و پرورش خراسان رضوی  در جاهای مختلف صحبت هایی داشته اند که چندجمله را می آوریم:                                                

  *مسئولان نباید تفکرات سیاسی را در کار دخالت دهند.

* افراط‌گری از آسیب‌های جدی آموزش و پرورش است  

*  در دولت یازدهم از حرکتهای شتاب زده،سطحی نگری و شعارگرایی پرهیز شده و این دولت از نیروی انسانی دلسوز، نهایت استفاده رامی کنند بنابراین رویکرد ما حذف و به حاشیه راندن نیروهای موثرنیست .

* شعارگرایی، شتابزدگی، منطق‌گریزی و سیاست بازی را چهار آفت بزرگ در نظام تعلیم و تربیت است و این آفات را وارد مجموعه آموزش و پرورش نخواهم کرد

با انتصاب آقای کاظمی به سمت معاون نیروی انسانی و آقای نیری به سمت نیروی انسانی  بارقه امیدی در دوستان ایجاد شد که آقای حسینی به شعارهای عدم دخالت سیاست در نظام تعلیم و تعلم معتقد و پایبند است .و ولی متاسفانه آقای حسینی با حذف یکی از بهترین مسئولان  کیفی خراسان یعنی آقای خدادای  از ریاست آموزش و پرورش ناحیه 5 مشهد نشان داد شعار عدم دخالت سیاست در نظام تعلیم و تعلم چند روزی دوام نیاورد. در بین روسای مشهد آقای خدادادی یک سروگردن از بقیه بالاتر بود.نسبت به بقیه روسا از همه متعهدتر و دلسوزتربود.در درجه بندی ادارت استان از نظر کیفیت آموزشی جزو سه اداره برتر استان در دوسال اخیر بوده است.آقای خدادی  اگر در مدیریت های کلان از آقای حسینی مدیر کل بالاتر نباشد ؛ قطعا کمتر نیست . در مورد حذف ایشان از مدیریت ناحیه 5 به آقای حسینی باید عرض کرد:

1-آقای حسینی !  کدام آدم عاقل باور دارد که حذف آقای خدادادی غیر سیاسی است .

2-آقای حسینی !مگر شما نگفته بودید به حاشیه راندن نیروهای موثر دردستورکار دولت یازدهم نیست .آیا آقای خدادادی ازنیروی موثر برای انقلاب و نظام تعلیم و تربیت هست یا نیست؟

3-آقای حسینی !آیا انتصاب آقای غلامی بجای آقای خدادادی حرکتی سیاسی نیست؟

4- آقای حسینی !با انتصاب آفای غلامی  اگر رتبه سوم فعلی  ناحیه  5 دراستان  به رتبه آخر ساماندهی نیروی انسانی استان  در زمان مدیریت  آقای غلامی در ناحیه 6 (درسالهای 88-87و89-87)رسید آیا در پیشگاه خداوند متعال  پاسخگو خواهید بود.

 5-وحرف آخر اینکه :آقای حسینی ! تمامی حرکات و سکنات شما زیر دره بین این وبلاگ بوده و چنانچه  رفتار شما درراستای اهداف نظام مقدس نظام جمهوری اسلامی  و مکتب اهل بیت علیهم اسلام و تفکرات مقدس رهبر عظیم الشان انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای (حفظه الله )باشد قطعا ازشما حمایت خواهیم کرد و در غیر اینصورت حقیر وامثال حقیر به تکلیف خود عمل خواهیم کرد.

ضمنا ازدوستان انقلابی ؛ متعهد و دلسوز که در پست های کلیدی اداره کل و نواحی  درحال خدمت هستند نیز انتظار داریم تاجایی که اهداف مدیر کل جدید با اهداف نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران حداقل در تضاد نباشد حداکثر همکاری را با ایشان داشته باشید و برعکس درمقابل حرکت های ضدارزشی و ضددینی که احتمال وقوع آن وجود دارد بی تفاوت نشینند و   میز و پست خود را به مصالح انقلاب و ارزشهای دینی ومکتب اهل بیت علیهم السلام  ترجیح ندهند.

تا مطلب بعدی فی امان الله

شادی ارواح مطهر شهدای انقلاب اسلام و روح ملکوتی حضرت امام خمینی (ره) و سلامتی مقام معظم رهبری صلوات.                          اللهم صل علی محمد و آل محمد(ص)

پی نوشت ها:

jhannews.com/vdchmxnxv23nx-d.tft2.html1-

2-مقام معظم رهبری :  من درباره‌ى علوم انسانى گلایه‌اى از مجموعه‌هاى دانشگاهى کردم -بارها، این اواخر هم همین جور- ما علوم انسانى‌مان بر مبادى و مبانى متعارض با مبانى قرآنى و اسلامى بنا شده است. علوم انسانى غرب مبتنى بر جهان‌بینى دیگرى است؛ مبتنى بر فهم دیگرى از عالم آفرینش است و غالباً مبتنى بر نگاه مادى است. خوب، این نگاه، نگاه غلطى است؛ این مبنا،مبناى غلطى است. این علوم انسانى را ما به صورت ترجمه‌اى، بدون اینکه هیچ‌گونه فکرتحقیقىِ اسلامى را اجازه بدهیم در آن راه پیدا کند، می‌آوریم تو دانشگاه‌هاى خودمانو در بخش‌هاى مختلف این‌ها را تعلیم میدهیم؛ در حالى که ریشه و پایه و اساس علومانسانى را در قرآن باید پیدا کرد. یکى از بخش‌هاى مهم پژوهش قرآنى این است. باید درزمینه‌هاى گوناگون به نکات و دقائق قرآن توجه کرد و مبانى علوم انسانى را در قرآن کریم جستجو کرد و پیدا کرد. این یک کار بسیار اساسى و مهمى است. اگر این شد، آن‌وقت متفکرین و پژوهندگان و صاحبنظران در علوم مختلف انسانى میتوانند بر این پایه و براین اساس بناهاى رفیعى را بنا کنند. البته آنوقت میتوانند از پیشرفت‌هاى دیگران،غربى‌ها و کسانى که در علوم انسانى پیشرفت داشتند، استفاده هم بکنند، لکن مبنا بایدمبناى قرآنى باشد. (بیانات در دیدار جمعى از بانوان قرآن‌پژوه کشور ۲۸/۷/۱۳۸۸)

3- http://rezamashad.blogfa.com/post-171.aspx( وبلاگ نگارنده این مقاله)

4-سید محمد خاتمی پس از پایان دوره ریاست جمهوری ؛ با همکاری چند تن از وزیران و استانداران و همفکران خود ؛موسسه ای را به نام بنیاد باران راه‌اندازی کرد.(اینکه چگونه مجوز گرفت بماند) .بنیاد باران نام اختصاری «بنیاد آزادی رشد و آبادانی ایران» است. موسسان این بنیاد خاتمی –خانیکی –عارف –حبیبی-ستاری فر-سید صفدر حسینی –جعفر توفیقی-باقریان هستند.و آقای خانیکی –مسجدجامعی-انصاری-گیوه چی –حسن رسولی (استاندار اسبق خراسان)و رازانی از اعضای هیئت مدیره آن در شروع بکار محسوب می شوند. بیش از 500 نفر از مسئولان سطح های مختلف مدیریتی دوره اصلاحات عضو این بنیاد هستند. در ابتدای تشکیل شعبه استان خراسان رضوی بنیادباران ؛ این بنیاد 21 نفر عضو داشت که در 10 حوزه کاری و تخصصی معرفی شدند..همچنین در انتخاباتی که در بین اعضای شورا برگزار شد. اعضای هیات اجرایی بنیاد باران در خراسان رضوی به نام های 1-آقای دکتر باقری (رییس سابق دانشگاه فردوسی مشهد) 2-آقای هادی پژوهش جهرمی (معاون سابق سیاسی استانداری خراسان رضوی ) 3-آقای حسین امینی (استاندار سابق سیستان و بلوچستان )4-حجه الاسلام علی اکبر علیزاده (عضو مجمع روحانیون مبارز استان )5-خانم بتول گندمی (مدیر کل سابق دفتر اجتماعی استانداری خراسان رضوی )6-آقای علی فریدونی (رییس سابق سازمان جهاد کشاورزی خراسان رضوی) 7-آقای سید جواد حسینی (فرماندار سابق مشهدو مدیر کل فعلی آموزش و پرورش خراسان رضوی )معرفی شدند و آقایان حسین امینی (استاندار سابق سیستان و بلوچستان ) به عنوان رییس شورا و رییس هیات اجرایی و آقای حمید رضا موحدی زاده (مدیر کل سابق امور اتباع و مهاجرین خارجی استانداری خراسان رضوی ) به عنوان مدیر عامل بنیاد باران شعبه خراسان رضوی انتخاب و معرفی شدند. از اینکه  آیا اعضای فعلی این بنیاد همان اعضای قبلی است و مثلا آقای حسینی عضو فعلی این بنیاد هست یا خیر اطلاعی ندارم. ولی آقای عارف چند ماه قبل و بعد از روی کار آمدن روحانی ؛از شورای مرکزی این بنیاد جدا شدند.

ضمنا اغلب اعضای بنیاد باران در انتخابات 88 ازحامیان موسوی و کروبی بودند وملت بزرگوار ایران هیچ گاه خیانت های رئیس وبرخی اعضای بنیاد باران را در فتنه آمریکایی 88 از یاد نخواهند برد.ضمنا حسین امینی رئیس بنیاد باران شعبه خراسان رضوی ؛ رئیس ستاد انتخاباتی موسوی خائن در خراسان رضوی بود.جادارد در این جا از آقای حسینی باید پرسید آیا هنوز جزو بنیاد باران هستند یا خیر ؟ ودر فتنه 88 درکجای معرکه قرار گرفته بودند؟ ودر9دی همان سال که اغلب مردم برای دفاع از انقلاب و ارزش های دینی آمده بودند ایشان و اعضای بنیاد باران در کجا بودند؟.ضمنا در مورد حسن رسولی استانداراسبق خراسان رضوی و دوست و همفکر آقای حسینی باید گفت ؛ ایشان جزو استاندارانی بودند که در ماجرای حمایت از اعتصاب کنندگان مجلسششم ؛ نظام را تهدید به استعفا کرده بودند.درمورد خیانتهای رئیس وبرخی اعضای بنیاد باران مطالب بسیار زیاد است که شرح آن مثنوی 70من می شود.

5- khabarnegar-kh.blogfa.com/post-855.aspx




نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٩/٢۳ توسط رضا

مشاهده یادداشت خصوصی




نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/٢/۱٧ توسط رضا

مشاهده یادداشت خصوصی




نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/٢/٢ توسط رضا

مشاهده یادداشت خصوصی




نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۱٢/۱٧ توسط رضا

مشاهده یادداشت خصوصی




نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۱۱/٢٥ توسط رضا

مشاهده یادداشت خصوصی




نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۸/۱٢ توسط رضا
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.